عرفه آمد و من
هنوز در کوچه پس کوچه های تنگ وتاریک دلم سرگردانم....هنوز دلتنگم و هنوز غریب....
امسال هم عرفه، اجازه ندادند عرفات باشم....نتوانستم همنفس با فرشتگان و همصدا با مولایم در بهترین
سرزمین"عرفات" نیایش کنم........
عرفه روز دعاست.
خدا خود به دعا امر فرمودند و به اجابت، ضمانت.
چه دعایی باید
کرد؟ چه گفت؟ چه خواست؟!!
نمی دانم......
واقعا نمی دانم ........
خدایا اگر نبود
پدر و نبودنمازهای او، من اصلا نمازخوان می شدم؟!!!
اگر اشکهای او درمصیبت سیدالشهداءنبود،
من کجا سینه زن می شدم؟!!!
اگر...........
اگرمادرم هر روز
با خدا خلوت نمی کرد و قرآن نمی خواند، من کجا قرآن خوان می شدم؟
اگر بغض مادردر
مظلومیت ائمه نمی شکست، من کجا معنی پاکی و معصومیت را می فهمیدم؟!!!
اگرنبود شاخه های
استجابت قنوت مادرم،من کجا به هر آنچه می خواستم ،می رسیدم؟!!!
اگر.........
بار الها، خواسته
های دلم به وسعت عالم و آدم است،امااز تو می خواهم آگاهی، عشق ، نیاز و مبارزه را
که فلسفه نیایش های زیباترین روح پرستنده"حضرت سجاد (ع)"است، از من نگیری ......
خدایا بر محمد و
آلش درود و رحمت فرست.......
خدایا در این روز
شریف که خود براستجابت دعا ضمانت کردی، پدرم را قرین رحمت خاصه ی خویش قرارده وبر
خوان نعمت مولایش- اباعبدالله- مهمان......
خدایا مادرم را در
پناه الطافت، آرامشی عطا فرما که شاهد به بار نشستن میوه های زندگی اش باشد....
خدایا، حتی برای
لحظه ای مرا به خودم وا مگذار ، مرا ببخش و بیامرز......
" آمین یا رب العالمین "